برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
نمی گویم تنهاترینم یا عاشق ترین،
اما تنهایم و عاشق . . .
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
از تو دور شدم
مثل ابر از دریا
اما هرجا رفتم باریدم.
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
آن روز
دقیقا نمی دانم چه روزی بود؟
اما،
حوالی همین روزها بود و هوا گرم
آری
در روزی با همین مشخصات بود که من دوباره متولد شدم . . .
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
با من اکنون چه نشستن ها ، خاموشی ها
با تو اکنون چه فراموشی هاست.
تو مپندار که خاموشی من،
هست برهان فراموشی من . . .
تو مپندار که خاموشی من،
هست برهان فراموشی من . . .
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
چشمانت يك سو،
و زمين سويي ديگر
راست مي گفت دلم،
تو هر دو جهان مني!
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسدی